آه و دم

آه از دمی که این همه ساعت طول کشید

آه و دم

آه از دمی که این همه ساعت طول کشید

زندگی


زیبا نبود زندگی

و به مرگ چیزی نمی‌گفتم مبادا بگریزد و برنگردد
 

ثانیه‌ها

با کفش فقیرانه از بغلم می‌گذشتند

عمر

استخوان شکسته ی در گلو مانده بود .
 


زیبا نبود زندگی

تو زیبا کردی

و من دیدم مرگ را

که بر نُک پا به تاریکی می‌گریخت 



شمس لنگرودی
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد