آه و دم

آه از دمی که این همه ساعت طول کشید

آه و دم

آه از دمی که این همه ساعت طول کشید

آه ، باران



ریشه در اعماق اقیانوس دارد  


شاید 


این گیسو پریشان کرده 


بید وحشی 


باران 


یا  نه  


دریایی است گویی  


واژگونه 


بر فراز شهر 


شهر سوگواران .




هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش 


ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش :


رنگ این شب های وحشت را 


تواند شست آیا از دل یاران ؟




چشم ها و چشمه ها خشک اند .


روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ ،


همچنان که نام ها در ننگ !




هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد .


آه ، باران ، 


ای امید جان بیداران !


بر پلیدی ها  


که ما عمری است در گرداب آن غرقیم 


آیا‌، چیره خواهی شد ؟



فریدون مشیری

نظرات 1 + ارسال نظر
علی یکشنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 04:08 ب.ظ http://pelak1136.blogsky.com/

سلام. مطالبت جاله .حیف است شما لینک نشوید

سلام
خوشحال میشم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد